ابن عربی نوشته مرحوم مهدی مهرافروز

امروز یکدفعه یاد مرحوم مهدی مهرافروز افتادم. یکی از داستان های کوتاهش دم دستم بود که در ادامه می تونید بخونیدش. اسم داستان ابن عربی است.

ابن عربی
در آن روزی که ابن عربی ٬ همان فیلسوفی که در جایی گفته بود :
زندگی خیالی بیش نیست ٬ بر پنجره ای گشوده ماه رویی سرخ مو
دیده بود به محله یهودی نشین اندلس رفت تا ابوالهول ساحر ٬ عالم
به علوم غریبه را ملاقات کند که اسطرلابی ریخته شده از طلای
گوساله سامری داشت . نام اسطرلاب ظاهر است . ابوالهول ۵۰۰
دینار زر گرفت و در رمل ها دید که ابن عربی آواره بیابان ها خواهد
خواهد شد ٬ بر خرابه ای از مصر گنجی عظیم خواهد یافت و کلاغان
دمشق چشمهایش را با منقار بیرون خواهند کشید در حالی که
جمله جامه هایش در گروی نصاری می فروشی است که دختری
سرخ مو دارد . ابن عربی به خانه بازگشت و بر حاشیه فصل آخر کتاب
تهافت الفلاسفه تالیف ابوحامد محمد غزالی نوشت : زندگی
خیال فریبنده ای بیش نیست .

حافظ

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند

دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند

با همه عطر دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند

چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند

دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند

ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند

کشته غمزه تو شد حـــافـــظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درک سخن نمی‌کند

ریاضیات عشق

فکر می کنم بد نباشه امسال رو با یک سخنرانی زیبا و جالب TED آغاز کنید. در این کنفرانس بسیار جالب خانم هانا فرای در مورد قوانین ریاضی حاکم بر روابط عاطفی بین انسان ها صحبت می کنه. سخنرانی بسیار جالبی است که پیشنهاد می کنم حتما ببینید.

مشاهده ویدئوی ریاضیات عشق دکتر هانا فرای در کنفرانس تد