بایگانی دسته: پاسخ سوال

NNT چیست؟

 برای آگاهی از اینکه پزشکی مدرن چقدر می تواند به بیماران کمک کند راهی وجود دارد. این راه، یک مفهوم آماری بسیار ساده به نام «عدد مورد نیاز برای درمان» (Number Needed to Treat) یا به اختصار NNT است. NNT معیاری برای میزان تاثیر دارو، یا درمان ارائه می دهد. این معیار، تعداد بیمارانی که باید درمان شوند تا، یک نفر تحت تاثیر قرار گیرد را تخمین می زند. NNT یک مفهوم آماری، اما شهودی است. همان طور که می دانید، همه افراد از مداخله پزشک یا استفاده از دارو سود نمی برند – برخی درمان می شوند، برخی هیچ نتیجه ای نمی گیرند، و برخی دیگر به علت درمان دچار آسیب می شوند. NNT تعداد افراد موجود در هر گروه را مشخص می کند.

برای مثال، درمانی خیالی برای حمله قلبی به نام «ضد-حمله» را در نظر بگیرید. برای بررسی میزان تاثیر این درمان، بیماران را به دو گروه تقسیم می کنیم «گروه درمان»، و «گروه شبه دارو». «گروه درمان» را در معرض «ضد-حمله» قرار می دهیم، و به اعضای «گروه شبه دارو» هیچ دارویی نمی دهیم. فرض کنید ۷۵ درصد بیماران «گروه درمان» که «ضد-حمله» را استفاده می کنند زنده مانده، و ۲۵ درصد آنها میمیرند. در گروه «شبه دارو» ۷۵ درصد بیماران میمیرند، و ۲۵ درصد آنها زنده می مانند. همان طور که مشاهده می کنید داروی «ضد-حمله» بسیار موثر است و می تواند نرخ مرگ و میر را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. با این حال، ۲۵ درصد بیماران گروه «شبه دارو» که هیچ دارویی دریافت نمی کنند زنده مانده، و ۲۵ درصد اعضای «گروه درمان» هم با وجود استفاده از دارو میمیرند. به طور کلی، درمان «ضد-حمله» هیچ تاثیری بر ۵۰ درصد بیماران ندارد. در مقابل ۵۰ درصد بیمارانی که از این راه درمانی استفاده می کنند هم بهبود می یابند.
نکته قابل توجه، این است که در اکثر داروها و درمان ها، نمی دانیم آیا درمان به افراد کمک کرده، هیچ تاثیری بر آنها نداشته، یا باعث آسیب به آنها شده است. اگر بخواهیم حساب کنیم چند نفر باید تحت درمان «ضد-حمله» قرار گیرند تا یک نفر درمان شود این عدد ۲ نفر است (زیرا این دارو تنها ۵۰ درصد بیماران را بهبود می دهد). به عبارت دیگر، NNT درمان «ضد-حمله» برابر با ۲ است.
توجه داشته باشید در بسیاری از درمان ها نرخ میزان تاثیر درمان بسیار کمتر از ۵۰ درصد است. برای مثال، ممکن است NNT درمانی خاص ۵۰ باشد. یعنی تنها دو درصد بیمارانی که تحت این درمان قرار میگیرند از آن بهره می برند. در این حالت برای درمان یک نفر ۵۰ بیمار باید تحت درمان قرار بگیرند. مسلما، از میان این ۵۰ بیمار عده ای دچار عوارض آن خواهند شد.از این رو، بهتر است موقع استفاده از دارو، یا درمانی خاص NNT، و عوارض آن را مد نظر قرار دهید.

منبع: http://www.thennt.com/thennt-explained

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

داکر چیست؟

لوگوی داکر

مدتی است داکر (Docker) در فضای IT تبدیل به یک موضوع داغ تکنولوژیک شده است. در نتیجه، بسیاری به دنبال یادگیری و استفاده از این ابزار برآمده اند. در این پست سعی می کنم خلاصه ای از ماهیت داکر و مسائلی که این ابزار سعی در حل آنها دارد را بیاورم.

داکر متشکل از یک ابزار خط فرمان و یک سرویس (Daemon) است که:

  • رابطی یکپارچه برای نصب نرم افزارها فراهم می آورد. به عبارت دیگر، وقتی نرم افزار یا سرویسی را با داکر راه اندازی می کنید، همواره این کار را با مجموعه دستورهای یکسانی انجام می دهید
  • امکان ایزوله کردن نرم افزارهای نصب شده روی یک سیستم را فراهم می آورد، و از این رو تداخل بین نرم افزارها را کاهش می دهد
  • امکان مجازی سازی در سطح سیستم عامل را در اختیار شما قرار می دهد (در مقابل مجازی سازی با استفاده از ماشین های مجازی مثل VMWare). در نتیجه از هدررفت منابع می کاهد
  • روشی یکپارچه برای دریافت نرم افزارها فراهم می آورد (از طریق یک اندیس مرکزی). این روش یکپارچه معادل کاری است که گوگل پلی یا اپ استور برای سیستم های اندروید و آی او اس کرده اند
  • قابلیت حمل (Portability) نرم افزارها را افزایش می دهد

در ادامه هر یک از این موارد را با جزئیات بیشتر مورد بررسی قرار می دهیم.

همان طور که گفتیم یکی از مزایای داکر، فراهم آوردن رابطی یکپارچه برای نصب نرم افزارها است. داکر با استفاده از مفهومی به نام کانتینر(Container) این ویژگی را فراهم می آورد. در صنعت حمل و نقل، می توان هر کالایی را با استفاده از کانتینرها جا به جا کرد. در واقع کانتینر روشی استاندارد برای بسته بندی کالا (صرفنظر از محتوای آن) است. داکر این مفهوم را به نرم افزار تعمیم داده است. در واقع هر نرم افزار در کانتینری قرار می گیرد. راه اندازی این کانتینرها صرفنظر از نرم افزار درون آنها (که اصطلاحا به آن Image می گویند) یکسان است. به عبارت دیگر، شما از دستورات یکسانی برای راه اندازی کانتینرها استفاده می کنید. این دستورات را ابزارهای خط فرمان داکر فراهم می آورند.

علاوه بر فراهم آوردن رابطی یکپارچه برای نصب نرم افزار، داکر نرم افزارهای مختلف را از هم ایزوله می کند. به عبارت دیگر، همان طور که محتوای یک کانتینر در یک کشتی حمل بار از محتوای سایر کانتینرها جداست. نرم افزار یا Image موجود در یک کانتینر داکر به صورت کاملا ایزوله از نرم افزار موجود در سایر کانتینرهای داکر اجرا می شود. البته داکر امکاناتی برای فراهم آوردن راه های ارتباطی بین این نرم افزارها در اختیار شما قرار می دهد تا در موقع لزوم از آنها استفاده کنید. در نتیجه می توانید به راحتی کانتینرهای مختلفی که حاوی نرم افزارهای گوناگونی هستند و نیازهای متفاوتی دارند را روی سیستم خود راه اندازی و اجرا کنید.

یکی دیگر از امکانات داکر مجازی سازی در سطح سیستم عامل است. اما این عبارت به چه معناست و چه مزایایی دارد؟ در گذشته نه چندان دور، یکی از روش های ایزوله سازی نرم افزارها استفاده از ماشین های مجازی بود (البته ماشین مجازی کاربردهای دیگری هم دارند که برای ساده تر شدن درک مفاهیم از آنها صرفنظر می کنیم). در این رویکرد یک ماشین میزبان (Host) وجود دارد که سیستم عاملی مشخص دارد برای مثال لینوکس. به علاوه، روی سیستم میزبان یک نرم افزار مجازی سازی نصب می شود (مانند VMWare یا سایر ابزارهای مشابه). حال باید با استفاده از ابزار مجازی سازی ماشین های مجازی ایجاد شوند. هر ماشین مجازی باید یک سیستم عامل و در نهایت نرم افزاری که می خواهیم ایزوله شود را داشته باشد. خلاصه این موارد را می توانید در تصویر زیر مشاهده کنید:

مشکل اصلی این روش هدررفت منابع و افزونگی آن است. هر ماشین مجازی باید یک سیستم عامل جدا داشته باشد که برای اجرا به منابع نسبتا زیادی نیاز دارد. به علاوه، موارد مشترک زیادی بین ماشین های مجازی وجود دارند که باعث افزونگی می شود. داکر این مشکل را با استفاده از مجازی سازی در سطح سیستم عامل رفع می کند. در این حالت، تنها یک سیستم عامل وجود دارد که با فراهم آوردن مجموعه ای ابزارها به شما امکان می دهد چندین نرم افزار مختلف را به صورت کاملا ایزوله شده از هم اجرا کنید.

توجه: امکاناتی که داکر در اختیار کاربران قرار می دهد مدت هاست توسط هسته لینوکس (و برخی سیستم عامل های دیگر) پشتیبانی می شود. داکر فقط استفاده از این امکانات را ساده تر ساخته است.

یکی دیگر از امکانات داکر فراهم آوردن یک مخزن برای دانلود و نصب نرم افزارها است. این مخزن به آدرس https://hub.docker.com در دسترس است (هرچند به علت تحریم ها در حال حاضر این سایت به صورت مستقیم قابل استفاده نیست. اما می توانید با ابزارهای دور زدن تحریم یا اندیس های جایگزین از این امکان استفاده کنید).

در نهایت تمامی این موارد قابلیت جا به جایی نرم افزارها را بهبود می دهند. با استفاده از داکر می توانید نرم افزارهای گوناگون را در سیستم عامل های مختلف نصب و راه اندازی کنید و کانتینرهای خود را به راحتی و بدون نگرانی به اشتراک بگذارید.

در نوشتن این پست سعی شده موارد تا حد امکان بدون ذکر جزئیات فنی مطرح شوند تا مطلب برای همه مخاطبان قابل مطالعه باشد. اگر به یادگیری بیشتر در این باره علاقه دارید، پیشنهاد می کنم کتاب Docker In Action نوشته Jeff Nickoloff رو مطالعه کنید. در نهایت امیدوارم موارد مطرح شده مورد استفاده قرار بگیرد.

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

هدف تفکر طراحی (Design Thinking)

مدتی قبل در دورهمی IDF تهران ارائه ای درباره تفکر طراحی (Design Thinking) داشتم. اسلایدها و فایل صوتی این ارائه را می توانید به صورت رایگان از آدرس زیر دانلود کنید (همین جا و داخل پرانتز از همه دوستان و عزیزانی که این دورهمی رو برگزار کردند تشکر می کنم):

دانلود اسلایدهای ارائه دانلود فایل صوتی ارائه

به علت کم بودن زمان ارائه، بعضی از مطالبی که قصد گفتن آنها را داشتم از قلم افتاد. به علاوه، نتوانستم قسمتی از مطالب را آن گونه که شایسته بود با عمق کافی مورد بررسی قرار دهم. از این رو، در ادامه سعی کرده ام، توضیحاتی برای تکمیل فایل صوتی بنویسم. پیشنهاد می کنم برای آشنایی با ماهیت تفکر طراحی یک بار فایل صوتی را گوش دهید و همراه با آن، اسلایدها را هم مطالعه کنید.

اگر تاریخچه پدید آمدن تفکر طراحی را مطالعه کنید، حتما با مقاله مهم و ارزشمند هورست ریتل (Horst Rittel) با عنوان Dilemmas in a general theory of planning مواجه خواهید شد. ریتل در این مقاله به بررسی مسائل خاصی، که خود آنها را مسائل بدخیم (Wicked Problems) می نامد پرداخته است (ممکن است بدخیم معادل فارسی مناسبی برای کلمه Wicked نباشد، اما در حال حاضر معادل بهتری برای آن نیافته ام. برخی، آن را به بدسرشت هم ترجمه کرده اند. اما، بد سرشت ترجمه مناسبی برای این واژه نیست. به خصوص وقتی با کلمه مسئله همراه می شود). مسائل بدخیم، مسائلی پیچیده (پیچیده به معنای تشکیل شده از اجزا) و چندبعدی هستند. از نظر ریتل این مسائل بیشتر در تقابل با جامعه رخ می دهند. به قول ریتل: «مشکلات اجتماعی هیچ گاه به صورت قطعی حل نمی شوند بلکه بارها و بارها فیصله می یابند». فیصله را به عنوان ترجمه Resolve به کار برده ام. وقتی مسئله ای حل می شود عموما همه طرفین از حل آن راضی هستند. اما، وقتی دعوا یا اختلافی فیصله می یابد یا اصطلاحا Resolve می شود همه طرفین رضایت ندارند!

ریتل علت حل نشدن مشکلات و مسائل اجتماعی را در ذات این مسائل می داند. او این مسائل را بدخیم (در مقابل مسائل خوش خیم یا به اصطلاح Tame، مثل معادله های ریاضی که راه حلی مشخص دارند)  می نامد و ۱۰ ویژگی برای این مسائل بر می شمارد که در ادامه به بررسی این ویژگی ها می پردازیم. هدف تفکر طراحی ارائه فرآیندی برای حل چنین مشکلاتی است:

  1. مسائل بدخیم صورت مسئله مشخصی ندارند: مهمترین معضل در حل مسائل بدخیم نوشتن صورت مسئله است. منظور از «نوشتن صورت مسئله» مشخص کردن سه مورد زیر است:
    • نوشتن ویژگی های حالت ایده آل و حالت فعلی.
    • پیدا کردن علت مشکل. به عبارت دیگر، علت تفاوت بین حالت ایده آل و حالت فعلی چیست؟
    • انتخاب مجموعه ای از اقدامات برای رفع علت مشخص شده.
  2. مسائل بدخیم شرط توقف ندارند: در حل مسائل ریاضی یا موقع بازی شطرنج می دانیم کی مسئله حل شده یا بازی به اتمام رسیده است. اما، مسائل بدخیم شرط توقف ندارند. نمی دانیم مشکل چه موقع حل شده است. در واقع، مجموعه رویدادها و وقایع خاصی وجود ندارند که با رخ دادن آنها متوجه شویم مسئله حل شده است. عموما، کسانی که مسائل بدخیم را حل می کنند به علت اتمام وقت یا بودجه حل مسئله را متوقف می کنند.
  3. راه حل های مسائل بدخیم درست یا غلط نیستند، بلکه خوب یا بد هستند: این ویژگی دخیل بودن عوامل انسانی و قضاوت انسان در بررسی کارایی راه حل مسائل بدخیم را شرح می دهد. در حل مسائل ریاضی، فرد یا افرادی وجود دارند که می توانند با آگاهی از قوانین ریاضیات، راه حل ارائه شده را بررسی کرده و اعلام کنند آیا راه حل ارائه شده درست است یا غلط. اما، در بررسی صحت و کارایی راه حل های مسائل مرتبط با اجتماع سلیقه، بافت جامعه، ساختار اجتماعی و سلسله مراتبی و قضاوت افراد دخیل است. ممکن است راه حل از نظر یک فرد خوب و از نظر شخص دیگری بد باشد.
  4. پیش از پیاده سازی راه حل، تستی برای اینکه مشخص کند آیا راه حلی برای مسئله به دست آمده است وجود ندارد: در مسائل خوش خیم، پیش از پیاده سازی راه حل، می توان تصمیم گرفت راه حل ارائه شده تا چه حد خوب یا بد است. به عبارت دیگر، بررسی و تست راه حل کاملا در کنترل کسانی است که به حل مسئله علاقه مند هستند. در مسائل بدخیم، هر راه حلی، پس از پیاده سازی، موجی از عواقب و نتایج را به همراه خواهد داشت. این موج می تواند به مدت زمان نامتناهی ادامه یابد. به علاوه، ممکن است پس از پیاده سازی راه حل، نتایج به بار آمده آنقدر وخیم باشند که حل کننده گان مسئله به این نتیجه برسند که بهتر بود اصلا راه حلی ارائه نمی شد! نتایج و عواقب راه حل پیاده سازی شده بر زندگی تک تک افراد را نمی توان پیشاپیش و قبل از پیاده سازی راه حل بررسی کرد.
  5. هر راه حلی که برای یک مسئله بدخیم مطرح می شود بسیار حائز اهمیت است و نمی توان با سعی و خطا مسئله را حل کرد: فرض کنید می خواهید مشکلات سیستم آموزشی یک کشور را رفع کنید. نمی توانید این کار را با سعی و خطا انجام دهید. کوچکترین تغییری باعث تحت تاثیر قرار گرفتن زندگی یک یا چند نسل از جامعه می شود.
  6. مسائل بدخیم مجموعه راه حل های قابل شمارشی ندارند. به علاوه، اعمال مشخصی هم وجود ندارد که بتوان از آنها در برنامه ریزی استفاده کرد: راهی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن اثبات کرد همه راه حل های یک مسئله بدخیم شناسایی و بررسی شده است. ممکن است به علت تناقض های منطقی که در صورت مسئله وجود دارد اصلا نتوان راه حلی یافت (برای مثال ممکن است در صورت مسئله نیاز به A و نقیض آن ذکر شده باشد). عموما، در زمان تلاش برای حل یک مسئله بدخیم، مجموعه ای از راه حل ها در نظر گرفته می شوند و مجموعه ای دیگر به طور کامل از نظر پنهان می مانند. تلاش برای افزایش اندازه مجموعه راه حل ها و انتخاب یک راه حل خاص تنها به قضاوت وابسته است.
  7. هر مسئله بدخیمی اساسا یکتا است: به ازای هر دو مسئله، می توان حداقل یک وجه تمایز یافت. اما، «اساسا یکتا» یعنی به ازای تعداد بسیار زیادی ویژگی مشابه بین دو مسئله بدخیم، یک ویژگی متمایز کننده وجود دارد که اهمیت بسزایی دارد. در نتیجه نباید برای انتخاب راه حل مسائل بدخیم عجله کرد.
  8. هر مسئله بدخیمی را می توان نشانه ای از یک مسئله بدخیم دیگر (و سطح بالاتر) در نظر گرفت: برای مثال جرم و جنایت را می توان نشانه ای از افول اخلاق در جامعه در نظر گرفت.
  9. توضیحات مختلفی برای وجود تفاوت بین حالت ایده آل و حالت فعلی در صورت مسائل بدخیم قابل ارائه است. اگر توضیح خاصی را به عنوان علت مسئله در نظر بگیرید در واقع راه حل خود را انتخاب کرده اید. برای مثال می توان علت جرم و جنایت در جامعه را افول اخلاق، فقر، تولید فیلم های خشن و غیره دانست. اگر علت خشونت در جامعه را افول اخلاق در نظر بگیرید راه حلتان هم در همین جهت پیش خواهد رفت!
  10. طراح (حل کننده گان مسائل بدخیم) حق اشتباه کردن ندارد: در علم، دانشمندان نظریه های مختلفی برای توضیح یک پدیده بیان می کنند. یک نظریه را می توان با استفاده از شواهد نقض کرد و نظریه جدیدی ارائه داد. هیچ کس، دانشمندان را برای ارائه نظریاتی که نقض می شوند سرزنش نمی کند. اما، در حل مسائل بدخیم، بر خلاف علم، هدف یافتن حقیقت نیست. هدف، بهبود شرایط زندگی مردم است. از این رو طراحان و کسانی که مسائل بدخیم را حل می کنند حق اشتباه کردن ندارند و باید مسئولیت تصمیمات خود را بپذیرند.

هدف فرآیندهای گوناگون تفکر طراحی حل مسائلی است که ویژگی های فوق را دارند. مسائلی که اصطلاحا انسان-محور هستند. این گونه مسائل در بطن جامعه یا سیستمی هایی که عوامل انسانی در آنها نقش دارند (برای مثال سیستم های نرم افزاری) پدید می آیند و برای حل آنها باید نیازهای افراد مختلف در نظر گرفته شود. حال که ویژگی های مسائل بدخیم را برشمردیم می توانید برای مشاهده مراحل گوناگون فرآیند تفکر طراحی (که فرآیندی برای حل این مسائل ارائه می دهد) و انواع مختلف آن به اسلایدها مراجعه کنید. در انتها امیدوارم توضیحات فوق مفید واقع شوند.

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

تئوری توطئه ۲

سال ۱۳۹۴ مطلبی درباره تئوری توطئه نوشتم. پیشنهاد می کنم قبل از مطالعه این مطلب حتما مطالعه کنید:

مطالعه مستند ظهور و تئوری توطئه

این روز ها آقای سید محمد حسینی مجری سابق و مشهور صدا و سیما و شخصی که خود را دکتر آزمایش می نامد، مجددا با طرح مباحثی مشابه مستند ظهور در شبکه های اجتماعی جوانان بسیاری را جذب کرده اند و با استناد به این موارد و وعده حضور آدم های فضایی سعی در ایجاد قیام و آشوب در جامعه را دارند. بیشتر موارد ارائه شده توسط این آقایان تغییر یافته و برگرفته از منابعی مانند موارد زیر است:

این آقایان مطالب چنین تئوری های توطئه ای را با گفته های اشخاصی مثل شاه نعمت الله ولی که اشعاری پیش گویانه و مشابه نوستراداموس دارد ترکیب کرده و معجونی عجیب ساخته اند!

واقعا نمی دانم:

  • برای ساخت چنین تئوری هایی چقدر زمان و پول هزینه شده است؟
  • هدف از ساخت آنها چیست؟
  • آیا سازندگان خود به آنها باور دارند؟ یا از این تئوری ها برای سودجویی از افراد یا ارائه تفاسیری جدید از وقایع جهان استفاده می کنند.

اما نباید از آنها به عنوان وسیله ای برای سودجویی از افراد یا ایجاد آشوب در جامعه استفاده شود. باید موقع طرح آنها به افراد آگاهی داده شود که این تئوری ها صحت ندارند و تنها حاصل تخیل مولف و سازنده هستند. هیچ جامعه علمی این تئوری ها را تصدیق نمی کند و برخی از آنها مدت ها است با روش های مختلف تست و رد شده اند. عموما موقع مشاهده چنین نظریه هایی به یاد جمله مشهور انیشتین می افتم:

دو چیز را پایانی نیست: یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان

 

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

هشت اشتباه که باعث از دست دادن کارمندان خوب می شود

هافینگتون پست  مطلب بسیار جالبی با عنوان هشت اشتباه مدیریتی که باعث از دست دادن کارمندان خوب می شود منتشر کرده. این مطلب به نظرم جالب آمد و برای همین ترجمه اون رو در ادامه آوردم. امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره.

نگه داشتن کارمندان خوب در شرکت ها کار سختی است (اگر چه نباید چنین باشد). وقتی (به عنوان مدیر یک کمپانی) اشتباهی مرتکب می شوید،  اولین کسانی که از دست می دهید بهترین کارمندانتان هستند، چون بیشترین انتخاب را دارند.
اگر نتوانید بهترین کارمندانتان را دلگرم و درگیر کار نگه دارید، آنها را از دست خواهید داد. اگرچه درک این جمله ساده به نظر می رسد، در واقع چنین نیست! طبق نظرسنجی که CEB انجام داده، یک سوم کارمندان خوب شرکت های مختلف نسبت به کار و کارفرمای خود دلسرد هستند و دنبال یک شغل جدید می گردند.
از دست دادن کارمندان خوب یکباره اتفاق نمی افتد. علاقه به کار در آنها به مرور از دست می رود. مایکل کیبلر که زمان زیادی را صرف مطالعه این پدیده کرده، آن را خاموش شدن می نامد. مثل ستاره های در حال مرگ که به مرور نور خود را از دست می دهند، کارمندان خوب هم عطش و علاقه خود به کار را به مرور از دست می دهند. کیبلر می گوید: “در این حالت به نظر می رسد همه چیز خوب است. کارمندان ساعات زیادی را صرف کار می کنند، در کارهای تیمی مشارکت می کنند و کارهایشان را به خوبی انجام می دهند. اما در واقع دارند در سکوت از پای در می آیند و نتیجه واضح این امر دلسرد شدن است”. برای پیش گیری از خاموش شدن کمپانی ها و مدیران باید بدانند اعمال و تصمیماتشان چگونه بر این امر تاثیر می گذارد. در ادامه برخی از اموری که باعث دلسرد شدن کارمندان خوب می شود و باید از انجام آنها پرهیز کرد را آورده ایم:

  1. آنها قوانین احمقانه زیادی وضع می کنند: همه می دانیم که شرکت ها و کمپانی ها باید قانون مند باشند. اما این قوانین نباید سرسری وضع شوند. حتی وضع تعداد اندکی قانون غیرضروری و اضافه می تواند به شدت باعث ناراحتی افراد شود. وقتی کارمندان خوب احساس کنند همه چیز تحت نظر است و برادر بزرگ همه رفتار و اعمال آنها را مثل یک جاسوس تحت نظر دارد مکان دیگری برای کار پیدا خواهند کرد.
  2. آنها با همه یکسان برخورد می کنند: اگرچه این رفتار با بچه مدرسه ای ها به خوبی جواب می دهد، محیط کار متفاوت است. اگر با همه یکسان برخورد کنید بهترین کارمندانتان فکر می کنند کار کردن اهمیتی ندارد. چون به هر حال چه کار کنند و چه کاری انجام ندهند برخورد شما با آنها یکسان خواهد بود.
  3. کارایی ضعیف برای آنها قابل قبول است:  می گویند در گروه های جاز، گروه به خوبی بدترین نوازنده است. مهم نیست بعضی از اعضا چقدر خوب هستند همه صدای ساز بدترین نوازنده را میشنوند. در شرکت ها هم چنین است. اگر اجازه دهید پیوندهای ضعیف بدون هیچ پیامدی باقی بمانند، همه تیم را باخود پایین می کشند.
  4. آنها به نتایج اهمیت نمی دهند: ممکن است اثر نوازش را دست کم بگیرید، به خصوص در مورد بهترین کارمندانتان که انگیزه ذاتی و غریزی دارند. همه تشویق شدن را دوست دارند، به خصوص کسانی که به سختی کار می کنند و تمام تلاششان را انجام می دهند. پاداش دادن به دست آوردهای افراد نشان می دهد شما به کارهای آنها توجه دارید. مدیران باید با افراد در ارتباط باشند تا بدانند چه چیزهایی آنها را خرسند می کند و برای کارهایی که انجام می دهند به آنها پاداش دهند.
  5. آنها به افراد اهمیت نمی دهند: بیش از نیمی از کسانی که کار خود را رها می کنند، این کار را به خاطر رابطه با مدیرشان انجام می دهند. شرکت های موفق سعی می کنند مدیرانشان را طوری تربیت کنند که بین انسان بودن و حرفه ای بودن متعادل باشند. یعنی مدیرانی که از پیشرفت کارمندانشان خرسند می شوند، در دوران دشواری و سختی با کارمندان همدردی می کنند و آنها را به چالش می کشند. مدیرانی که چنین نیستند نیروهای زیادی را از دست می دهند. هشت ساعت (یا بیشتر) کار در روز با کسی که خود درگیر کار نیست و به چیزی به جز خروجی اهمیت نمی دهد غیر ممکن است!
  6. آنها تصویر بزرگ را به شما نشان نمی دهند: ممکن است فکر کنید تخصیص کارها به کارمندان و پیش روی روشی موثر برای مدیریت است. اما اگر تصویر بزرگ (دید کلی) به کارمندانتان ندهید، به خصوص کارمندان خوب، آنها را از دست خواهید داد. کارمندان خوب فشار کاری بیشتری را تحمل می کنند در نتیجه کارشان باید هدفمند باشد. وقتی هدف آنها مشخص نباشد دلسرد می شوند.
  7. آنها اجازه نمی دهند افراد علایقشان را دنبال کنند: گوگل کارمندانش را مجبور می کند حداقل بیست درصد از زمانشان را صرف کارهایی کنند که “فکر می کنند” در پیشرفت گوگل موثر است. این کارهای داوطلبانه نه تنها تاثیر بسزایی در بسیاری از پروژه های گوگل دارد بلکه موجب دلگرم شدن کارمندان گوگل هم می شود. کارمندان با استعداد به کارشان علاقه مند هستند. فراهم آوردن فرصت هایی که به آنها امکان می دهد علایقشان را دنبال کنند باعث افزایش کارایی و رضایت شغلی آنها می شود.
  8. کارکردن با آنها لذت بخش نیست: اگر مردم از کارشان لذت نبرند، یعنی مدیریت به درستی انجام نمی شود. اگر افراد از کار لذت نبرند تمام توان خود را صرف انجام کار نمی کنند و نسبت به کار دلسرد می شوند. برای مثال گوگل تمام تلاش خود را برای لذت بخش کردن کار انجام می دهد از کلاس های بدنسازی گرفته تا غذای رایگان. ساده است، اگر کار لذت بخش باشد شما ساعات بیشتری در محیط کار صرف می کنید و سالهای بیشتری را به کار می پردازید.

نتیجه گیری

به یاد داشته باشید مردم کارشان را رها نمی کنند بلکه مدیرشان را رها می کنند! می خواهید محیط کار بهتری را فراهم کنید؟ سعی کنید درباره EQ بیشتر بیاموزید.

 

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

 

کتب جدید!

busy

مدتی است که در کنار کار روتین و به اصطلاح کارمندی ام به عنوان یک محقق تکنیکی/برنامه نویس در حال ترجمه سه کتاب هستم(تا بتوانم کم کاری یکی دو سال گذشته را جبران کنم)! در واقع مدت زیادی است که ترجمه یکی از این سه اثر را آغاز کردم اما به علت کمبود وقت نتوانستم آن را به اتمام برسانم. عنوان این کار نیمه تمام باشد برای فرصتی دیگر. اما یکی از دو کتاب دیگر ویرایش دوم کتاب برنامه نویسی با پایتون: چطور مثل یک کامپیوتردان فکر کنیم است. چاپ اول این کتاب در سال ۹۳ و چاپ دوم آن در سال ۹۴ به بازار ارائه شد و خوشبختانه با استقبال خوبی هم مواجه شد. در این ویرایش محتوای کتاب برای سازگاری با پایتون ۳ به روز خواهد شد و قصد دارم مجموعه ای مثال کاربردی هم به انتهای کتاب اضافه کنم (نوعی تالیف و ترجمه).
به علاوه کتاب دیگری هم در دست کار دارم که کارهای مربوط به ترجمه آن تا انتهای مهر به پایان خواهد رسید و تا حد خوبی پیش رفته. این کتاب از سری کتب For Dummies است و بیشتر در راستای علاقه ام به ترجمه کتب علمی به صورت عام و نه فقط کتب علوم کامپیوتر انتخاب و ترجمه شده. همیشه علاقه مند بودم در حوزه علومی به جز علوم کامپیوتر به ترجمه کتب بپردازم و این کتاب حاصل این علاقه است! امیدوارم مورد توجه و استفاده دوستان واقع بشود.
به دلایل فوق چند وقتی است فرصت کمتری برای به روز رسانی مطالب وبلاگ دارم و از این رو از تمامی خواننده گان گرامی پوزش می طلبم.

بازگشت به میانگین

regression-reversion-to-the-mean

حتما برای شما هم پیش آمده که اتفاقات یا تجربیات بسیار خوب یا بسیار بدی  (در هر زمینه ای) را تجربه کرده باشید و بر اساس آنها فکر کنید سایر تجربیات هم به همین صورت خیلی بد (نا امیدی) یا خیلی خوب (امیدواری بیش از حد) خواهند بود؛ اما تجربیات یا اتفاقات نسبت به قبل عادی تر شده اند! به این پدیده اصطلاحا بازگشت به میانگین (Regression to mean) می گویند. در واقع پس از یک اتفاق تصادفی خیلی خوب یا خیلی بد اتفاقی که رخ می دهد عادی تر است!
این مفهوم بسیار جالب آماری تبعات بسیاری دارد. برای مثال بازی های بسیار خوب و استثنایی برخی بازیکنان بسکتبال یا فوتبال در یک فصل در فصل های بعد ادامه پیدا نمی کند و به حالت میانگین یا عادی خود نزدیک تر می شود. بسیاری چنین اتفاقاتی را با خرافه شرح می دهند در حالیکه این قانون مدتها است در آمار و طراحی آزمون های تجربی مورد استفاده قرار می گیرد! برای دوستانی که با ریاضیات و آمار آشنایی دارند تصویر زیر گویای قضیه است:

regression-to-the-mean-proof

توجه داشته باشید در توضیحات فوق سعی شده مفهوم به ساده ترین شکل ممکن ارائه شود.

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید. برای عضویت اینجا کلیک کنید.

تحلیل پیامک های تبلیغاتی ایرانسل – قسمت دوم

Wolf-ship

در قسمت اول سعی کردم یک دید آماری در مورد پیامک های تبلیغاتی ایرانسل فراهم کنم. هرچند به علت کمبود وقت ممکن است این دید کامل نباشد و نقص هایی به آن وارد باشد اما به هر حال بهتر از هیچ است. در این قسمت سعی دارم یکی از مطالعات مرتبط در زمینه پیامک های تبلیغاتی را خلاصه کنم. این مطالعه در سال ۲۰۰۷ بوسیله باما و بارنز در ژورنال Business Process Management به چاپ رسیده. مقاله بسیار جالبی است و پیشنهاد می کنم اگر وقت دارید حتما آن را مطالعه کنید. اما سوالات:

۱- تعریف بازرگانی با استفاده از موبایل چیست؟ تراکنش هایی با ارزش مالی مستقیم یا غیر مستقیم با استفاده از موبایل را بازرگانی با استفاده از موبایل می گویند.

۲- بازار هدف بازرگانی با استفاده از موبایل در جهان چند کاربر دارد؟ انتظار می رود تا سال ۲۰۰۸ تعداد کاربران هدف این تجارت به ۱.۶۷ میلیارد کاربر برسد. توجه کنید این عدد مربوط به سال ۲۰۰۸ میلادی است.

۳- ارزش مالی این بازار چقدر است؟ انتظار می رود ارزش مالی این بازار تا سال ۲۰۰۹ به ۸۸ میلیارد دلار برسد. مجددا به سال مقاله توجه داشته باشید.

۴- آیا در رابطه با ارسال پیامک های تبلیغاتی در سایر کشورها قوانینی وجود دارد؟ بله. برای مثال در کشورهای اروپایی قوانین، تبلیغ کننده گان را مجبور می کنند پیش از ارسال پیامک های تبلیغاتی از کاربران اجازه بگیرند (بر خلاف ایران).

۵- مهمترین مشکلی که ارسال پیامک های تبلیغاتی برای کاربران ایجاد می کند چیست؟ نقض حریم شخصی کاربران.

۶- حریم شخصی یعنی چه؟ به حق یک شخص برای کنترل اطلاعاتی که سایرین در موردش نگه داری می کنند حریم شخصی می گویند. تعریف دیگری که از حریم شخصی و از کتاب Dragnet Nation نوشته جولیا آنگ وین به خاطر دارم : به حق شخص برای ارائه خود به صورت انتخابی حریم شخصی می گویند.

۷- تعریف فوق کمی پیچیده است می شود بیشتر توضیح دهید؟ بله. به طور کلی اوپراتور ها و بسیاری از سرویس های اینترنتی از جمله اکثر شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک، اینستاگرام و … اطلاعاتی در مورد کاربرانشان نگه داری می کنند. در اوپراتور های تلفن همراه این اطلاعات می تواند شامل پیام های متنی که ارسال کرده اید، تماس ها، طول تماس ها، شماره مبدا و مقصد تماس ها و پیامک ها، نام و نام خانوادگی خودتان و فرد تماس گیرنده یا مقصد تماس و بسیاری اطلاعات دیگر شود. حال فرض کنید به مسابقات پیامکی پیش بینی فوتبال علاقه خاصی دارید و در این نوع مسابقات شرکت می کنید. در این حالت اوپراتور به علت ذخیره اطلاعات پیامکی شما از این امر مطلع است و پیامک های بیشتری در این زمینه به شما ارسال می کند. در این حالت حریم شخصی شما نقض شده زیرا اوپراتور اطلاعاتی از شما دارد که کنترلی روی آن ندارید. این اطلاعات ممکن است در اختیار شرکت های زیر مجموعه اوپراتور قرار گیرد و به منظور سوء استفاده از علایق شما استفاده شود. در این حالت شما هدفی متحرک برای سودجویی هستید. حال شما توانایی ارائه خود به صورت انتخابی را از دست داده اید! همین سناریو را می توانید در بسیاری حالات دیگر در نظر بگیرید. برای مثال الگوی خریدتان با استفاده از سیستم های اینترنتی.

۸- از اطلاعاتی که جمع آوری می شود به چه منظوری می توان استفاده کرد؟ از اطلاعات جمع آوری شده می توان برای سفارشی سازی پیامک های تبلیغاتی بر حسب موقعیت مکانی، بافت و … استفاده کرد. در واقع اطلاعات جمع آوری شده هم چون طلا ارزشمند هستند.

۹- به طور کلی از پیامک های تبلیغاتی به چه منظوری استفاده می شود؟ ساخت برند، پیشنهادات ویژه، رای گیری، تبلیغ محصولات و درخواست اطلاعات.

۱۰- استفاده از پیامک های تبلیغاتی موثر است؟ طبق اطلاعات موجود در مقاله استفاده از این پیامک ها در ساخت برند ۵۰ درصد موثر تر از تلوزیون و ۱۳۰ درصد موثر تر از رادیو است!

۱۱- چه باید کرد؟ به نظر بنده باید آگاهی خود در مورد حریم شخصی و سیستم های آنلاین را افزایش دهید. و به عنوان یک شهروند در جهت تغییر قوانین مربوط به حریم شخصی و پیامک های تبلیغاتی کوشش کنید.

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید. برای عضویت اینجا کلیک کنید.

تحلیل پیامک های تبلیغاتی ایرانسل – قسمت اول

Wolf-ship

مدت ها است مسئله ای مرا آزار می دهد. این مسئله آزاردهنده تعداد پیام های تبلیغاتی دریافتی روی خط ایرانسل ام است. در صحبت هایی که با اطرافیان داشتم متوجه شدم این مشکل آنها هم هست اما کسی قدمی در جهت حل این مشکل بر نمی دارد. برای دست روی دست گذاشتن هر کسی بهانه ای دارد. بسیاری بر این باورند که این مشکل حل شدنی نیست. در مورد قابل حل بودن یا نبودن مشکل نظری ندارم اما  به نظرم می توان با آگاه سازی جلوی برخی از سودجویی ها را گرفت. سودجویی هایی که خواسته یا ناخواسته صورت می پذیرند. این سودجویی ها به راحتی با هدف قرار دادن کم سن و سالها٬ کسانی که آگاهی زیادی از تکنولوژی ندارند یا چنگ انداختن به احساساتی نظیر امید به برنده شدن در قرعه کشی با قطره قطره جمع کردن شارژ هزاران نفر از کاربران تلفن همراه یک اپراتور برای صاحبانشان یک شبه ره صد ساله می روند.

از این رو بر آن شدم طی چند پست به بررسی و تحلیل جنبه های مختلف این پیامک های تبلیغاتی بپردازم. این پست نسخه اول چنین تحلیل هایی است. برای بررسی کمی پیام های تبلیغاتی اسکریپتی به زبان R نوشته ام و آن را درقالب یک پروژه متن باز روی گیت هاب قرار داده ام تا علاقه مندان هم بتوانند همین بررسی ها را روی پیامک های تبلیغاتی شان انجام دهند. متاسفانه برای پیاده سازی اسکریپت و نوشتن قسمت اول پست فرصت کمی داشتم اما به نظرم یک قدم کوچک بهتر از ساکن ماندن است. در آینده سعی خواهم کرد قسمت های بعدی این پست را بنویسم و با بهبود اسکریپت همین پست را هم به روز رسانی کنم.

سوال اول. داده هایی که تحلیل ها روی آنها انجام شده از کجا به دست آمده اند؟ داده ها مربوط به پیامک های دریافتی روی گوشی خودم است که  به پیام های دریافتی از تاریخ ۱۶-۱-۲۰۱۶ تا ۴-۶-۲۰۱۶ اختصاص دارند. یعنی پیامک های دریافتی مربوط به ۱۴۰ روز یا حدودا پنج ماه! این پیامک ها را با استفاده از نرم افزار SMS Backup & Restore از روی گوشی مبتنی بر اندرویدم استخراج و تحلیل کرده ام.

سوال دوم. به طور متوسط چند پیامک در فایل وجود داشت؟ چند درصد پیامک های تبلیغاتی بودند؟ به طور کل در این بازه من ۱۸۵۸ پیامک دریافت کرده ام. در این میان حدودا ۷۳۶ پیامک از شماره های تبلیغاتی برای من ارسال شده. یعنی ۳۹.۶۱ درصد از پیامک های من در این چند ماه پیامک های تبلیغاتی بوده است!

سوال سوم. هزینه ارسال این پیام ها چقدر است؟ طبق اطلاعات موجود در وب سایت ایرانسل هزینه ارسال پیامک فارسی ۱۱.۵ تومان است. هزینه ارسال کل پیامک ها با فرض این هزینه برابر است با ۷۳۶ * ۱۱.۵ که برابر با ۸۴۶۴ تومان است. توجه داشته باشید این پیام ها برای هزاران و شاید میلیون ها کاربر در سطح کشور ارسال می شوند. برای مثال اگر فرض کنیم همین تعداد پیام برای یک میلیون نفر دیگر هم ارسال شده است (که یک میلیون نفر برای تعداد کاربران یک اوپراتور عدد اندکی است) هشت میلیارد و چهارصد و شصت و چهار میلیون تومان هزینه ارسال این پیام ها شده است! سوالی که مطرح می شود این است که میزان سود فرستندگان چقدر است؟!!

سوال چهارم. به طور متوسط چند پیامک تبلیغاتی در روز دریافت کرده ام؟ طبق آمار و ارقام به طور متوسط در هر روز ۵.۲۶ پیامک تبلیغاتی برای من ارسال شده (با انحراف معیار ۲.۱۷ پیام در هر روز).

سوال پنجم. بیشترین و کم ترین تعداد پیام های دریافتی در این مدت چقدر بوده است؟ کمترین تعداد پیامک تبلیغاتی دریافتی ۱ پیام در روز و بیشترین آن ۱۰ پیام در روز بوده است. در این میان در نیمی از روزها (۷۰روز) بیشتر از ۵ پیامک تبلیغاتی در روز دریافت کرده ام. در ۷۰ روز دیگر تعداد پیامک های تبلیغاتی دریافتی کمتر یا برابر با ۵ پیامک در روز بوده است. صدک های پیامک های دریافتی در ادامه آمده اند. همان طور که مشاهده می کنید در سطر اول درصد روزها و در سطر دوم تعداد پیامک ها تبلیغاتی آمده اند. برای تفسیر این صدک ها می توان گفت برای مثال در ۱۰ درصد از روزها ۲ پیام تبلیغاتی یا کمتر دریافت کرده ام٬ در ۲۰ درصد از روزها ۳ پیام تبلیغاتی یا کمتر دریافت کرده ام و به همین ترتیب.

درصد روزها ۱۰٪ ۲۰٪ ۳۰٪ ۴۰٪ ۵۰٪ ۶۰٪ ۷۰٪ ۸۰٪ ۹۰٪ ۱۰۰٪
تعداد پیامک تبلیغاتی ۲ ۳ ۴ ۵ ۵ ۶ ۶ ۷ ۸ ۱۰

 در نمودار خطی زیر می توانید میزان تغییرات در تعداد پیام ها را مشاهده کنید (برای بزرگ تر شدن شکل روی آن کلیک کنید).

نمودار تعداد پیام های تبلیغاتی ارسال شده در هر روز در خط ایرانسل من

سوال ششم. بیشترین پیامک های تبلیغاتی از چه شماره هایی ارسال شده اند؟ پاسخ این سوال را می توانید به وضوح در نمودار زیر مشاهده کنید. همان طور که مشاهده می کنید بیشترین پیام ها از آدرسی با عنوان Irancell ارسال شده اند. توجه داشته باشید شماره های بسیار دیگری هم وجود دارند که پیامک های تبلیغاتی از آنها دریافت شده است اما در نمودار زیر ما ۲۰ شماره اول را آورده ایم.

تعداد پیام های تبلیغاتی دریافت شده از هر یک از آدرس ها

نکته بسیار جالب در این نمودار تعداد پیام های ارسالی از شماره ۰۹۳۷۷۰۷۰۰۰۰ است که مربوط به یادآوری پرداخت ماهیانه هزینه وایمکس ایرانسل است. با اینکه ماهیانه هزینه ای به ازای سرویس وایمکس به حساب ایرانسل واریز می کنم تعداد پیام های دریافت شده از این شماره برای یادآوری پرداخت در کل ۱۰ پیام است! یعنی تنها چند پیام بیشتر از تعداد ماه ها! این عدد را با تعداد پیام های تبلیغاتی مقایسه کنید.

سوال هفتم. به طور کلی چه کلماتی در تمامی پیام ها تکرار شده اند؟ در اَبر کلمات زیر سعی شده ۵۰ کلمه پراستفاده در پیامک ها خلاصه شوند. البته این نمودار به علت دشواری هایی که در پردازش زبان فارسی به عنوان یک زبان طبیعی وجود دارد اشکالاتی دارد.

ابرکلمات تمامی پیامک های تبلیغاتی دریافت شده روی شماره ایرانسل

سوال هشتم. در اَبر کلمات سه شماره اول به صورت جدا چه کلماتی بیشتر استفاده شده است؟ نمودارهای زیر به ترتیب ۵۰ کلمه پر استفاده در پیامک های هر شماره را نشان می دهند.

Fig4-Irancell-wordcloudFig5-8282-wordcloud

Fig6-737587-wordcloud

سوال نهم. آیا ایرانسل راهی برای عدم دریافت این پیامک ها در اختیار ما قرار داده است؟ راه های متفاوتی در زمینه پیدا کردم که متاسفانه هیچ کدام به درستی٬ حداقل برای من٬ کار نکردند. یکی از این راه ها استفاده از سامانه کنترل حساب اینترنتی ایرانسل است.

سوال دهم. چرا تبلیغات به طور پیش فرض غیرفعال نیست تا هر کس بخواهد آن را فعال کند؟ به نظرم پاسخ این سوال تا حد زیادی ریشه های روان شناسانه و اقتصادی دارد. پاسخ این سوال را می توان به گونه ای با مقاله نیویورک تایمز در مورد نرخ اهدای عضو در کشورهای مختلف مرتبط دانست. در کشورهایی که اعضای بدن  فرد پس از مرگش به صورت پیش فرض اهدا می شوند (مگر در حالتی که فرد مخالفتش را مستقیما اعلام کند) نرخ اهدای عضو بسیار بیشتر از حالتی است که فرد باید برای اهدا رضایتش را اعلام کند. به نظر می رسد فرستنده های پیام های تبلیغاتی هم از چنین روشی استفاده می کنند!

تا اینجا سعی کردم به طور خلاصه مطالبی چند در مورد پیامک های تبلیغاتی ارائه دهم. در این میان به سوالاتی هم پاسخ داده شد. در پست های بعدی سعی خواهم کرد بررسی محتوایی دقیق تری روی پیامک ها انجام دهم و به بررسی دقیق تر فاکتورهای مهندسی اجتماعی و اقتصاد رفتاری مورد استفاده بپردازم.

نکته مهم تا اینجا این است که برای مقابله با این سودجویی چه می توان کرد؟ نظر شما چیست؟

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید. برای عضویت اینجا کلیک کنید.

پاسخ – یادگیری زبان فنی

qa

یکی از دوستان در قسمت نظرات پرسیده بودند آیا می توان زبان انگلیسی را با یک گرایش خاص آموخت. برای مثال یادگیری زبان انگلیسی با گرایش کامپیوتر یا الکترونیک.

به طور کلی یادگیری هر زبانی جنبه های متفاوتی دارد. این جنبه ها عبارتند از:

۱- فهم کلمات در صورت شنیدن  (Listening)
۲- خواندن (Reading)
۳- نوشتن (Writing)
۴-صحبت کردن (Speaking)

یادگیری یکی از این جنبه ها بدون دیگری ممکن است؛ اما استفاده از زبان را محدود می کند. برای مثال کسی که  می تواند به یک زبان خاص صحبت کند اما توانایی نوشتن به آن زبان را ندارد. علاوه بر این خواندن و فهم هر زبان نیازمند آگاهی از دستور آن زبان (Grammar) و دایره لغات آن (Vocabulary) است. در یادگیری تمامی موارد فوق دستور زبان ثابت است. یعنی باید به نحوی دستور زبان را یاد بگیرید. اما لغات را می توان کم یا زیاد آموخت. برای مثال دایره لغات فنی مورد استفاده در حوزه کامپیوتر یا الکترونیک و …

بنابراین می توان زبان انگلیسی را با یک گرایش خاص آموخت. اما به هر حال باید مواردی نظیر حروف الفبا، دستور زبان و مجموعه ای چند هزارتایی از لغات ابتدایی از جمله افعال و حروف ربط را یاد بگیرید.

البته یادگیری این موارد دشوار نیست و تنها نیازمند زمان، مطالعه صحیح و منظم و پشت کار است.