بایگانی دسته: منطق

تئوری توطئه ۲

سال ۱۳۹۴ مطلبی درباره تئوری توطئه نوشتم. پیشنهاد می کنم قبل از مطالعه این مطلب حتما مطالعه کنید:

مطالعه مستند ظهور و تئوری توطئه

این روز ها آقای سید محمد حسینی مجری سابق و مشهور صدا و سیما و شخصی که خود را دکتر آزمایش می نامد، مجددا با طرح مباحثی مشابه مستند ظهور در شبکه های اجتماعی جوانان بسیاری را جذب کرده اند و با استناد به این موارد و وعده حضور آدم های فضایی سعی در ایجاد قیام و آشوب در جامعه را دارند. بیشتر موارد ارائه شده توسط این آقایان تغییر یافته و برگرفته از منابعی مانند موارد زیر است:

این آقایان مطالب چنین تئوری های توطئه ای را با گفته های اشخاصی مثل شاه نعمت الله ولی که اشعاری پیش گویانه و مشابه نوستراداموس دارد ترکیب کرده و معجونی عجیب ساخته اند!

واقعا نمی دانم:

  • برای ساخت چنین تئوری هایی چقدر زمان و پول هزینه شده است؟
  • هدف از ساخت آنها چیست؟
  • آیا سازندگان خود به آنها باور دارند؟ یا از این تئوری ها برای سودجویی از افراد یا ارائه تفاسیری جدید از وقایع جهان استفاده می کنند.

اما نباید از آنها به عنوان وسیله ای برای سودجویی از افراد یا ایجاد آشوب در جامعه استفاده شود. باید موقع طرح آنها به افراد آگاهی داده شود که این تئوری ها صحت ندارند و تنها حاصل تخیل مولف و سازنده هستند. هیچ جامعه علمی این تئوری ها را تصدیق نمی کند و برخی از آنها مدت ها است با روش های مختلف تست و رد شده اند. عموما موقع مشاهده چنین نظریه هایی به یاد جمله مشهور انیشتین می افتم:

دو چیز را پایانی نیست: یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان

 

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

تست هوش

چند روز پیش برای کاری باید تست هوش می دادم. تست ارائه شده از نوع ماتریس های رِیوِن (Raven’s progressive matrices) بود. تست های رِیوِن سعی در سنجش هوش منطقی فرد دارند. بدین ترتیب که با نمایش مجموعه ای الگوی هندسی (۶۰ سوال) سعی می کنند منطقی بودن انتخاب های افراد را بدون دانش قبلی در زمینه مسئله حل شده سنجش کنند.

اما نکته ای که نظر مرا جلب کرد تست ها نبود. سازمانی که تست را ارائه می کرد سازمانی بزرگ با تعداد زیادی متخصص است و مسلما ادعای زیادی هم در زمینه منابع انسانی دارد. تست ارائه شده دقیقا کپی تست وب سایت https://iqpro.org بود. یعنی دوستان عزیز در بخش منابع انسانی شرکت مربوطه دقیقا تصاویر این وب سایت را بدون خواندن متن پایین صفحه آن کپی کرده بودند. متن اخطار پایین صفحه این وب سایت به شرح زیر است:

This IQ test is particularly difficult as its normed with individuals who have scored 130+ in Mensa IQ test

به فارسی: این تست هوش دشوار است چون برای افرادی تهیه شده که در تست هوش منسا (Mensa) نتیجه ۱۳۰ و بیشتر گرفته اند.

اما ممکن است بپرسید منسا چیست؟ منسا انجمنی بین المللی از تیز هوشان است که در سراسر دنیا اعضایی دارد و افرادی که بهره هوشی بالا دارند می توانند با آزمون های ورودی وارد سازمان شوند. کسانی که در آزمون های منسا در صدک ۹۸ و بالاتر قرار گیرند می توانند عضو سازمان شوند. یعنی ۹۸ درصد سایر افرادی که در آزمون شرکت کرده اند رتبه ای کمتر یا مساوی این افراد داشته اند!

متاسفانه اکثر متخصصین وطنی بدون آگاهی، اقدام به کپی برداری از منابع خارجی می کنند بدون آنکه حتی زحمت یک بررسی ساده را به خود بدهند. اگر هدف واقعا سنجش هوش است آیا خود متخصص عزیز توانسته در آزمون منسا با یک بار شرکت رتبه قابل قبولی آورد؟ آیا کارکنان سازمان مربوطه اعضای منسا هستند؟ اگر جواب مثبت است چرا وضعیت سازمان های ما اینگونه است؟
عموما، متخصصان اروپایی و آمریکایی که این تست ها را طراحی و از آن استفاده می کنند دانش و درک بسیار زیادی از آمار، فلسفه علم و روش تحقیق دارند. آنها از اعتبار درونی (Internal validity) و اعتبار بیرونی (External validity) روش ها و قابلیت اعتماد (Reliability) آنها آگاهند. بر خلاف اکثر متخصصین ما! متاسفانه گاهی می خواهیم کار مثبتی انجام دهیم اما با سپردن آن کار به دست افراد غیرمتخصص، بی تعهد و بیسواد فقط باعث هدر رفتن وقت سایرین می شویم. گاهی آنکه نیت خیر دارد باعث شر می شود …

توجه: تست های ارائه شده در وب سایت https://iqpro.org رایگان نیستند. شرکت در آزمون رایگان است اما برای مشاهده نتایج باید مبلغی بپردازید. برای نمونه ای رایگان می توانید از برنامه تحت اندروید Raven IQ Test استفاده کنید.

نکته: تست های وب سایت https://iqpro.org دشوار هم نیستند و با کمی فکر و چند بار تمرین می توانید به ساده گی آنها را حل کنید. توجه داشته باشید رتبه پایین در آزمون های IQ لزوما به معنای بهره کم هوشی نیست. با تمرین و آموزش به ساده گی می توانید در تقریبا تمامی این تست ها بالاترین رتبه را کسب کنید. رتبه پایین بیشتر به معنای نیاز به آموزش و تمرین است.

برای آگاهی از پست های بعدی می توانید در کانال تلگرام وبلاگ عضو شوید.
برای عضویت در کانال وبلاگ اینجا کلیک کنید

آیا هر حقیقتی را باید گفت؟

quote-out-of-context

هر حقیقتی را نباید گفت! این جمله را دیروز یکی از دوستان به عنوان دفاعیه (یا هر عنوان دیگری) در جلسه مطرح کرد. و از آنجا که جمع کثیری از گویشوران زبان فارسی عاشق جملات زیبا هستند از آن تبعیت کردند. اما آیا هر حقیقتی را نباید گفت؟
برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید گروهی از مغالطه های منطقی را بررسی کنیم. به این گروه اصطلاحا مغالطه های نقل قول خارج از بافت (Out of context quoting) گفته می شود. نقل قول خارج از بافت مغالطه ای غیر رسمی (غیر صوری) و نوعی نسبت دادن غلط است که در آن، متنی از بافتش جدا می شود به طوریکه معنای اصلی آن (معنای مورد نظر نویسنده) مخدوش شود. عموما این مغالطه به عمد استفاده می شود یعنی گوینده کاملا از مغالطه آگاه است. البته استفاده غیرعمد هم ممکن است به خصوص اگر گوینده در فهم معنای جمله دچار سوء تفاهم شده باشد.
مغالطه های نقل قول خارج از بافت عموما دو صورت کلی دارند:

  1. حالت اول بیشتر در محافل سیاسی استفاده می شود و در آن رقیب یک سیاستمدار سخنان دیگری را خارج از بافت نقل می کند
  2. حالت دوم نوعی نسبت دادن غلط است و در آن گوینده از شخصی معتبر سخنی نقل می کند (بیرون از بافت آن سخن) و از آن به عنوان گواهی بر حقانیت خود استفاده می کند

وقتی در مورد اشتباه کسی شواهد مستقیم وجود دارد (قدرتمندترین و محکمه پسند ترین نوع شواهد) آنگاه چرا هر حقیقتی را نباید گفت؟ آیا بافت این جمله چنین است یا منظور نویسنده چیز دیگری بوده. به نظرم حقایق را باید گفت و پذیرفت. شانه خالی کردن از بیان حقایق با مغالطه نقل قول خارج از بافت به بهانه سیاست (و با ساده لوح فرض کردن دیگران که خود مغالطه ای دیگر است) ممکن است تا مدت ها ما را به سمت جلو حرکت دهد اما هیچ چیز همیشگی نیست. حتی پس از تاریکترین شب ها هم خورشید طلوع می کند…

ساکنان زمین – مستندی که باید دید

Earthlings_(film)

بر اساس آمار و ارقام گزارش شده بوسیله http://www.ciwf.org.uk سالانه ۵۸ میلیارد جوجه مرغ در جهان برای گوشتشان کشته می شوند.این ارقام برای سایر حیواناتی که انسان از گوشت و سایر محصولاتشان استفاده می کند نیز به همین میزان سرسام آور است. اما آیا تا به حال به این اندیشیده اید که گوشتی که مصرف می کنید چگونه تولید می شود؟ آیا این نوع پرورش و استفاده از حیوانات اخلاقی است؟

ساکنان زمین (Earthlings) مستندی است که همیشه دیدن آن را به دوستان و علاقه مندان به گوشتخواری یا اذیت و آزار حیوانات پیشنهاد می کنم. این مستند در سال ۲۰۰۵ تولید شده و رفتار نازی وار انسان ها رو به عنوان موجودی قدرتمند با سایر مخلوقات و گاها همنوعان خودش به تصویر می کشه.

امروز به طور تصادفی در یکی از وب سایت های ایرانی به لینک دانلود این مستند برخورد کردم. پیشنهاد می کنم حتما این مستند رو دانلود و تماشا کنید. می تونید فایل این مستند رو از اینجا دانلود کنید.

توماس مان و مغالطه تعادل کاذب

Fallacy

توماس مان (Thomas E.Mann)  جمله بسیار زیبایی دارد که ممکن است در نگاه اول کمی عجیب یا بی معنا به نظر برسد اما در باطن مفهومی بسیار عمیق و زیبا را در خود دارد:

A balanced treatment of an imbalanced phenomenon distorts reality
متعادل جلوه دادن یک پدیده نامتعادل واقعیت را مخدوش می کند

اما این جمله چه مفهومی اشاره دارد؟ این جمله در واقع به مغالطه مشهور و پرکاربرد False Balance که می توان آن را به تعادل کاذب ترجمه کرد اشاره دارد (این ترجمه من است و ممکن است ترجمه های بهتری امکان پذیر باشد). تعادل کاذب مغالطه ای است که در آن فرد مغالطه گر پدیده ای را متعادل جلوه می دهد در حالی که این تعادل در واقعیت وجود ندارد. برای مثال فرض کنید ۱۰۰ دانشمند داریم. از این ۱۰۰ نفر ۹۷ نفر معتقدند پدیده گرمایش هوا به علت گازهای گلخانه ای است و شواهد خوبی هم برای اثبات ادعای خود دارند. ۳ نفر هم ادعا دارند این پدیده دلایل دیگری دارد اما نه دلیل خوبی دارند و نه اثباتی برای ادعاهایشان. حال اگر روزنامه نگار یا خبرنگار در گزارش خود بیان کند: برخی از دانشمندان براین باورند که گرمایش هوا به علت گازهای گلخانه ای است و برخی دیگر نظراتی برخلاف این عده دارند؛ دچار مغالطه تعادل کاذب شده است. در این مثال نویسنده با ساختار جمله اش پدیده ای که در واقعیت نسبتی ۹۷ به ۳ دارد را متعادل جلوه داده! در این جا نویسنده هیچ اشاره ای به شواهد موجود نکرده است و به همین دلیل واقعیت را مخدوش ساخته. این مغالطه در اخبار، رسانه ها و محافل سیاسی به کرات استفاده می شود؛ البته در بسیاری از شرایط این استفاده عمدی نیست.

این بار که مطلبی را می خوانید از خود سوال کنید چه شواهدی برای صحبت های طرف ها وجود دارد؟ آیا شواهد متعادلند یا …

حکایت روباه و انگور

Fox_and_grapes_Milo_Winter

روزی یک روباه تشنه و گرسنه به یک بوته انگور رسید. روباه سعی کرد یک خوشه انگور بچیند و بخورد؛ اما هرچه سعی کرد نتوانست! پس از کمی تلاش خسته شد، دست از تلاش کشید و رفت. در راه روباه برای دلداری با خود می گفت انگورها حتما شور بودند و من نیازی به انگور شور ندارم!

حکایت روباه و انگور حکایت افرادی است که با حقیقت مواجه می شوند اما چون این حقیقت با باورهای فعلی آنها در تضاد است مجبورند به نحوی برای راحت کردن خیال خود بهانه تراشی کنند.

مستند ظهور و تئوری توطئه

Conspiracy theory

در سال ۱۳۸۹ در وبلاگ قدیمی ام مطلبی نوشته بودم در مورد مستندی به نام ظهور (The Arrivals). در اون زمان این مستند تازه داشت دست به دست می چرخید و از طریق یکی از دوستان به دست من هم رسید. در آن زمان که ۲۲ سال داشتم و هنوز دانشجو بودم در شرح این مستند در وبلاگم (که مخاطبانش دانشجویان دانشگاهمون بودند)   نوشتم:

  “در اين مستند خيلي جالب در مورد فراماسونري (Freemasonry)، ايليومناتي (Illuminati)، دجال آخرالزمان (Dajjal) و خيلي موارد ديگه به صورت علمي و با دلايل قاطع بحث شده بود. مستند از نظر علمي در سطح خيلي خوبي قرار داشت به طوريكه من تا به حال نمونه اين مستند رو كه با اين دقت و ظرافت به موشكافي چنين مباحثي بپردازه نديده بودم”

چند روز پیش به طور تصادفی به مطلب مذکور که خودم نوشته بودم برخوردم. باید اعتراف کنم در آن زمان اشتباه می کردم و بیشتر موارد ذکر شده در این مستند به طور قاطع و با دلایل صحیحی مورد بررسی قرار نگرفته اند. مطالب مذکور در این مستند تنها مجموعه ای تئوری توطئه و  حاصل تخیل سازندگان این مجموعه اند.

اما تئوری توطئه (Conspiracy Theory) چیست؟ طبق تعریف موجود در ویکی پدیا:

“تئوری توطئه یا توهم توطئه اصطلاحی است که در ابتدا، وصفی برای هر ادعای دسیسه‌گری بود. با این وجود، امروزه، تئوری توطئه فقط در این معنا به کار می‌رود: تئوری‌ای که رویدادی کنونی یا تاریخی را نتیجهٔ نقشهٔ مخفیانهٔ گروهی دسیسه گر (عموماً قدرتمند) می داند.”

اما چگونه یک تئوری توطئه ساخته می شود؟ روش استدلالی مورد استفاده در تئوری های توطئه روشی است به نام استدلال معکوس (Abductive Reasoning). این روش اولین بار بوسیله فیلسوف بزرگ آمریکایی چارلز سندرز پرس تعریف شد. طبق این تعریف  ابتدا واقعه  C مشاهده می شود اما اگر A درست بود C اهمیت بسزایی داشت؛ بنابراین احتمالا A درست است!  بهتر است با مثالی چگونگی کارکرد این روش را بررسی کنیم:

فرض کنید در حیاط منزل چمن ها خیس هستند(واقعه C). اگر دیشب باران آمده باشد خیس بودن چمن ها عادی است(A). پس می توان گفت دیشب باران آمده است.

اما ممکن است کسی چمن ها را خیس کرده باشد! همان طور که مشاهده می کنید در استدلال معکوس دلیل قاطع و محکمی برای توضیح واقعه مشاهده شده وجود ندارد. در این حالت سعی می کنیم بهترین توضیح را برای واقعه مربوطه ارائه دهیم.

اما آیا استفاده از این روش باعث بی اعتبار شدن تئوری های توطئه می شود؟ خیر! نامعتبر بودن تئوری های توطئه به دلیل استفاده از استدلال معکوس نیست بلکه به علت روش استفاده از این نوع استدلال است. ویژگی های بارز تمامی تئوری های توطئه عبارتند از:

در تئوری های توطئه تنها مواردی که منجر به تایید نظریه مولف می شوند ارائه شده و موارد متناقض از دید مخاطب پنهان می مانند. در این حالت از نقل قول ناقص یا گلچین کردن به شدت استفاده می شود. یعنی فقط نتایج مطلوب و مورد نظر مولفین ارائه می شوند. به علاوه مولف سعی می کند تفسیرهای شخصی خود را بدون ذکر هیچ منبعی حقیقت جلوه داده و توضیحات دیگر موجود برای واقعه مشاهده شده را سرپوش گذاری های دولت یا یک گروه قدرتمند وانمود کند. در نتیجه تئوری های توطئه در همین سطح باقی می مانند؛ در سطح یک توهم. توهم یک توطئه!

امیدوارم مطالعه این مطلب اندکی در درک بهتر ماهیت تئوری های توطئه و بررسی دقیق تر و موشکافانه تر مسائل به شما عزیزان کمک کند. شخصا پس از دیدن مستند The Arrivals مدت زمان زیادی رو صرف بررسی صحت مطالب ارائه شده در آن کردم و اکثر موارد فوق رو در طول این بررسی ها متوجه شدم. امیدوارم مورد استفاده شما هم قرار بگیره.